|
BIOS
چیست؟
نرم افزارها طوري طراحي شده اند که ما مي توانيم آنرا بر روي
سيستمهاي ديگر نصب و اجرا نمائيم و اين به دليل مجزا شدن سخت افزار از نرم افزار
است و نرم افزار از سيستم عامل براي دستيابي به سخت اقزار سيستم استفاده مي کند .
سپس سيستم عامل از طريق واسط ها به لايه هاي بايوس دستيابي پيدا مي کند .بايوس شامل
نرم افزارهاي گرداننده اي است که بين سخت افزار و سيستم عامل ارتباط برقرار مي کند
. به خودي خود سيستم عامل هيچگاه نمي تواند مستقيما به سخت افزار دستيابي پيدا کند
، در عوض مجبور است از طريق برنامه هاي گرداننده اي که به اين کار تخصيص يافته اند
عمل کند .
يکي از وظايف توليد کنندگان قطعات سخت افزاري آن است که گرداننده اي براي قطعات
توليدي خود ارائه دهند ، و چون گرداننده ها بايد بين سخت افزار و نرم افزار عمل
نمايند ، بايد گرداننده هاي هر سيستم عامل مجزا توليد شوند . بنابراين کارخانه
سازنده قطعات بايد گرداننده هاي مختلفي ارائه دهد تا قطعه مورد نظر بتواند بر روي
سيستم عاملهاي مرسوم کار کند .
چون لايه هاي بايوس همانند يک سيستم عامل به نظر مي رسند ، مهم نيست که با چه سخت
افزاري کار مي کند ، و ما مي توانيم سيستم عاملها را بر روي هر کامپيوتري و با هر
نوع مشخصات سخت افزاري نصب و استفاده نمائيم .
براي مثال شما مي توانيد
Windows 98
را بر روي دو سيستم متفاوت با پردازنده ، هارد ديسک و کارت گرافيکي و . . . که
متفاوت از يکديگرند نصب و اجرا کنيد ، اما بر روي هر دو سيستم همان کارائي خود را
داراست، زيرا که گرداننده ها همان عملکرد پايه را انجام مي دهند و مهم نيست که بر
روي چه سخت افزاري کار مي کنند .
معماري سخت افزار و نرم افزار بايوس
البته بايوس ، نرم افزاري است که شامل گرداننده هاي مختلفي است که که رابط بين سخت
افزار و سيستم عامل هستند يعني بايوس نرم افزاري است که همه آن از روي ديسک
بارگذاري نمي شود بلکه قسمتي از آن ، قبلا بر روي چيپهاي موجود در سيستم يا برروي
کارتهاي وفق دهنده نصب شده اند.
بايوس در سيستم به سه صورت وجود دارد :
1-ROM BIOS
نصب شده بر روي مادر برد.
2- بايوس نصب شده بر روي کارتهاي وفق دهنده (همانند کارت ويدئويي)
3- بارگذاري شده از ديسک(گرداننده ها)
چون بايوس مادربرد مقدمات لازم را براي گردادننده ها و نرم افزارها ي مورد نياز
فراهم ميکند ، اکثراً به صورت سخت افزاري که شامل يک چيپ
ROM
مي باشد موجود است.
سالهاي پيش هنگامي که سيستم عامل
DOS
بر روي سيستم اجرا ميشد خود به تنهائي کافي بود و گرداننده اي (Driver)
مورد نياز نداشت . بايوس مادربرد به طور عادي شامل گرداننده هايي است که براي يک
سيستم پايه همانند صفحه کليد، فلاپي درايو، هارد ديسک ، پورتهاي سريال و موازي و
غيره ... است.
به جاي اينکه براي دستگاههاي جديد لازم باشد که بايوس مادربرد را ارتقاء دهيد، يک
نسخه از گرداننده آن را بر روي سيستم عامل خود نصب مي نمائيد تا سيستم عامل
پيکربندي لازم را در هنگام بوت شدن سيستم را براي استفاده ار آن دستگاه انجام دهد ،
براي مثال مي توانيم
CD
ROM،Scanner،Printer
و گرداننده هاي PC
CARD را نام برد.چون اين دستکاهها لازم نيستند که در هنگام راه اندازي
سيستم فعال باشند ، سيستم ابتدا از هارد ديسک راه اندازي مي شود وسپس گرداننده هاي
آنرا بار گذاري مي نمايد.
البته بعضي از دستگاهها لازم است که در طول راه اندازي سيستم عامل فعال باشند ، اما
اين امر چگونه امکان پذير است مثلا قبل از آنکه گرداننده کارت ويدئويي از
ROM BIOS
و يا از روي هارد ديسک فراخواني شود شما چگونه مي توانيد اطلاعات را بر روي مانيتور
ببينيد ..
يک جواب اين است که در
ROM
تمام گرداننده هاي کارت گرافيکي وحود داشته باشد اما اين کار غير ممکن نيست زيرا
کارتهاي بسيار متنوعي وجو دارد که هر کدام گرداننده مربوط به خود را داراست که اين
خود باعث مي شود صدها نوع
ROM
مادربرد به وجود آيد که هر کدام مربوط به يک کارت گرافيکي مي باشد.
اما هنگامي که IBM
, PC هاي اوليه خود را اختراع نمود راه حل بهتري ارائه داد . او
ROM
مادربرد را طوري طراحي کرد که شکاف (Slot)کارت
گرافيکي را براي پيدا کردن
ROM
نصب شده روي کارت گرافيکي را جستجو کند .
و اگر ROM
روي کارت را مي توانست پيدا مي کرد ، مرحله اوليه راه اندازي را قبل از اينکه سيستم
عامل از روي ديسک فراخواني (Load)
شود ،اجرا مي نمود. بدين وسيله از تعويض
ROM
قرار داده شده بر روي مادربرد براي استفاده و فعال کردن دستگاه مورد نظر،ممانعت مي
کند.
کارتهاي مختلفي که تقريبا بر روي همه آنها
ROM
وجود دارد ، شامل موارد زير هستند :
کارتهاي ويدئويي که هميشه داراي
BIOS
مي باشند.
وفق دهنده هاي SCSI
که امکان استفاده از دستگاههاي با اتصالات
SCSI
را فراهم مي آورد .
کارتهاي شبکه که امکان راه اندازي سيستم با استفاده از فايل سرور که معمولا
Boot Rom
يا IPL(Initial Program Load) ROM
ناميده مي شوند، را فراهم مي آورد ..
استفاده از دستگاههاي
IDE
بردهاي Y2K
که براي کامل کردن
CMOS RAM
هستند .
BIOS
و CMOS RAM
اکثر افراد BIOS
رابا CMOS RAM
اشتباه مي گيرند ، اين از آنجا سرچشمه مي گيرد که برنامه
Setup
براي پيکربندي BIOS
و ذخيره آن در CMOS RAM
مي شود استفاده مي شود.
در حقيقت BIOS
و CMOS RAM
دو چيز متفاوت از هم مي باشند. بايوس مادربرد در يک چيپ
ROM
به طور ثابت ذخيره شده است.
همچنين بر روي مادربرد يک چيپ است که
RTC/NVRAM
ناميده مي شود ، که زمان سيستم را نگهداري مي کند و يک حافظه فرار و ثابت است که
اولين بار در چيپ
MC146818 ساخت
شرکت موتورلا استفاده شده است، و ظرفيت آن 64 بايت است که 10 بايت آن مربوط به
توابع ساعت است ..
اگرچه اين چيپ غير فرار ناميده مي شود اما با قطع برق ، ساعت و تاريخ تنظيم شده در
آن و داده هاي درون
RAM
پاک مي شود .
در حقيقت غير فرار ناميده مي شود چون با استفاده از تکنولوژي)
CMOS(Complementarry
Metal-Oxide
Semicondector
ساخته شده است ، در نتيجه با يک جريان بسيار کم که بوسيله باطري سيستم تامين مي
گردد ، پايدار باقي مي ماند که اکثر مردم به اين چيپ ،CMOS
RAM مي گويند .
هنگامي که وارد
BIOS Setup مي شويد و پارامترهاي خود راتنظيم و ذخيره مي نماييد ، اين تنظيمات
در ناحيه اي از چيپ
RTC/NVRAM
ذخيره مي شوند(که همچنين
CMOS
RAM
نيز ناميده مي شود).
و در هر موقع که سيستم خود را راه اندازي مي کنيد پارامترها از
CMOS RAM
خوانده مي شوند و تعيين مي کنند که سيستم چگونه پيگربندي شده است.
|